خداشناسی در قرآن

               

این بحث در قرآن بسیار گسترده و همه جانبه بیان شده است به همین دلیل مجال این نیست که همه را به تفصیل مورد بررسی قرار دهیم.

اگر خدای کتاب مقدس پشیمان می شود و یا می ترسد همه را باید در نقص علم این خدا جستجو کرد.

خداوند عالم مطلق است و تمام افعال و تصمیمات او همه از روی علم و حکمت است.

براى توضيح اينكه وحدت علم با تكثر معلومات مختل نمى‏شود ، علم انسان را در نظر مى‏گيريم و مى‏بينيم :

علم آدمى يك حقيقت است و در هنگام تعلق به معلومات متكثر،متنوع و متعدد نمىگردد ، بعنوان مثال علم به رنگ قرمز ، قرمز نيست . و چون معلوم ارتباطى بسيار نزديك به علم دارد ، گمان مىرود كه علم هم متكثر و قابل تجزيه به انواع معلومات است ، در صورتى كه علم مانند نور است كه بر اجسام مىتابد و با تنوع آن اجسام متنوع نمىگردد.

همه الهيون چه آنان كه متدين به دينى هستند و چه آنانكه تنها به وجود خداوند معتقدند ، او را عالم به همه كائنات مىدانند . علم خداوندى مطلق و شامل همه كائنات جزئى و كلى و ثابت و متغير مىباشد .

علم خداوندى كه صفتى از كمال ذات او است ، مافوق تأثر از زمان و تغيرات و انعكاسات رويدادهاى مرزبندى شده است . به اين معنى كه پديدههاى زمان و دگرگونى خود رويدادها مورد علم خداوندى است ، نه اين كه علم او از پديدههاى مزبور تأثر مىپذيرد تا آن تأثر در ذات خداوندى راهيابى داشته باشد(تا پس از نافرمانی انسان خدا از خلقت انسان پشیمان شده و یا ترس در او راه داشته باشد) . خلاصه ما بايستى تفاوت ميان تأثر و دانستن را درك كنيم و مسئله مورد بحث بدون درك تفاوت مزبور قابل حل نخواهد بود .

از همين جا است كه مىگوئيم : علم خداوندى بطور تفصيل به همه اشياء جزئى و كلّى متعلق است ، نه بطور اجمال كه بعضى گمان كردهاند .

آيات قرآنى با صراحت كامل همه جزئيات و كليات و ثابتها و متغيرات عالم هستى را معلوم علم خداوندى معرفى مىكند . ما چند گروه از اين آيات را متذكر مىشويم.

 

 گروه يكم : همه رويدادهاى درونى و برونى آدمى معلوم خداوندى است

1- عَلِمَ اَلْلَّهُ اَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ اَنْفُسَكُمْ 1 .

( خداوند مى‏داند كه شما خيانت به خويشتن مى‏ورزيديد ) .

2- فَعَلِمَ ما فى‏ قُلُوبِهِمْ فَاَنْزَلَ الْسَكينَةَ عَلَيْهِمْ 2 .

( خداوند به آنچه كه در دل‏هاى آنان بود ، عالم بود و آرامش براى آنان فرستاد ) .

3- عَلِمَ اَنْ سَيَكُونَ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِى الْأَرْضِ 3 .

( خدا مى‏دانست كه بعضى از شما بيمار مى‏شوند و بعضى ديگر در روى زمين سفر مى‏كنند ) .

4- قالَ اَلَمْ اَقُلْ لَكُمْ اِنّى اَعْلَمُ غَيْبَ الْسَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ 4 .

( خدا فرمود : آيا به شما نگفتم : من غيب آسمانها و زمين را مى‏دانم و مى‏دانم آنچه را كه آشكار مى‏كنيد و آنچه را كه مخفى مى‏داريد ) .

 

-----------
( 1 ) البقره آيه 187 .

-----------
( 2 ) الفتح آيه 18 .

-----------
( 3 ) المزمل آيه 20 .

-----------
( 4 ) البقره آيه 33 .

 

 

گروه دوم خداوند ميداند آنچه را كه انسان‏ها و ديگر موجودات آنرا نميدانند

آيات زيادى وجود دارد كه مى‏گويد : همه آنچه را كه بشر نمى‏داند ، خداوند به همه آنها عالم است . از آنجمله :

1- فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا 1 .

( خداوند مى‏داند آنچه را كه ندانسته بوديد ) .

2- قالَ اِنّى اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ 2 .

( خدا به فرشتگان فرمود : من مى‏دانم آنچه را كه شما نمى‏دانيد ) .

این آیه با بحث ما ارتباط مستقیم دارد ؛ آمجا که فرشتگان به خدا گفتند چرا می خواهی آدم را خلق کنی؟ خداوند فرمود : من مى‏دانم آنچه را كه شما نمى‏دانيد.

3- سُبْحانَ الَّذى‏ خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا يَعْلَمُونَ 3 .

( پاكيزه خداوندى كه همه جفت‏ها را از روئيده‏هاى زمين و از نفوس خود آنان و از اشيائى كه آنان نمى‏دانند آفريد (

در اینجا باید به مسئله ای توجه کنیم و آن اینکه؛ در مسيحيت ايمان مقدم بر فهم است يعني اول بايد ايمان بياوري بعد بفهمي ولی بر خلاف اسلام كه فهم مقدم بر ايمان است يعني اول بايد بفهمي بعد ايمان بياوري.

قرآن در مورد خلقت آدم می فرماید: وقتی خداوند به فرشتگان فرمود که من می خواهم در روی زمین جانشین و خلیفه ای قرار دهم فرشتگان گفتند : آیا کسی را در روی زمین قرار می دهی که فساد و خون ریزی کند در روی زمین و حال آنکه ما تو را تسبیح و تقدیس می کنیم!

جوابی که خداوند داد این بود: «انی اعلم ما لا تعلمون»  من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید. نه تنها از آفرینش او هرگز ابراز پشیمانی نکرد بلکه بسیار هم از این خلقت خشنود بود و علومی را که فرشتگان از آن بی بهره بودند به انسان آموخت و هیچ بیمی از این نداشت که مبادا انسان با این کار یکی از آنها شود!(( و خداوند خدا گفت: «همانا انسان مثل یکی از ما شده است، که عارف نیک و بد گردیده. ))

علم خدا از پدیده های این جهانی مورد تاثر قرار نمی گیرد که بعد از سرپیچی آدم و خوردن او از میوه ممنوعه از کرده خود و آفرینش او اضهار تاسف و پشیمانی کند. زیرا خداوند تمام كارهايش از روي حكمت است و ممكن است از عمل بنده اش ناراحت شود ولي از عمل خودش متاسف و پشيمان نميشود و نميفرمايد چون كه متاسف شدم از ساختن ايشان تا با محو و نابود كردن انسان در صدد جبران عمل خود بر آيد.

خداوند می دانست که انسان در روی زمین گناهان بسیار خواهد کرد ولی از آفرینش او هدفی بس والاتر داشت.

ولی کتاب مقدس از این امر به کلی غافل است و به گونه ای در مورد خداوند حرف می زند که گویی نسبت خویشاوندی با او دارد.

 


 

نوشته شده توسط نیما در بیستم فروردین 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت