خداشناسی در قرآن

 و

کتاب مقدس

 

 خداشناسی کتاب مقدس

*خدای کتاب مقدس پشیمان می شود ؛ خداوند دید که شرارت انسان در زمین بسیار است، و هر تصور از خیالهای دل وی دائماً محض شرارت است. و خداوند پشیمان شد که انسان را بر زمین ساخته بود، و در دل خود محزون گشت. و خداوند گفت: «انسان را که آفریده­ام، از روی زمین محو سازم، انسان و بهایم و حشرات و پرندگان هوا را، چونکه متأسفم شدم از ساختن ایشان».

این به این معناست که اساسا هیچ جکمتی بر کارهای خدا ؛ خدایی که این جهان پهناور را بی هیچ نقصی آفریده است حاکم نیست. در ضمن این خدا از آینده و عاقبت کاری که انجام می دهد آگاهی و اطلاعی ندارد و به همین سبب مانند ما انسانها هیچ بعید نیست که اشتباهی هم از او سر بزند! 

چه کسی گفته که خدا حق اشتباه کردن ندارد از آنجایی که خدا بر هر کاری قادر است ؛ انجام کاری هم که پشیمانی در پی دارد برای او کاری ندارد! دارد؟

و در ضمن خداوند با ما یک وجه اشتراک دیگر هم دارد و آن اینکه مانند اغلب انسانها وقتی از دست یک نفر ناراحت است کاسه کوزه اش را سر بقیه هم می شکند تا آنها هم بی نصیب نمانند!( انسان و همه بهایم و حشرات و پرندگان هوا را )

*خدای کتاب مقدس می ترسد ؛ خدا دید اگر آدم از درخت حیات هم بخورد، مثل خدا جاودان میشود ؛ لذا او را از باغ عدن بیرون کرد!

و خداوند خدا گفت: «همانا انسان مثل یکی از ما شده است، که عارف نیک و بد گردیده. اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد، و تا به ابد زنده ماند.» پس خداوند خدا، او را از باغ عدن بیرون کرد تا کار زمینی را که از آن گرفته شده بود، بکند. پس آدم را بیرون کرد و به طرف شرقی باغ عدن، کروبیان را مسکن داد و شمشیر آتشباری را که به هر سو گردش می کرد تا طریق درخت حیات را محافظت کند. (پیدایش 3 / 22 ـ 24)

 پس در نتیجه : انسان در اساس خلقتش بنا نبود كه عارف نيك و بد باشد چون گناه كرد و از فرمان خدا سرپيچي نمود عارف نيك و بد گرديد و قرار بود به قول برادران مسیحی تا ابدالاباد مثل حیوانات زندگی کند و اساسا از آمدن او به این جهان هدف مشخصی وجود نداشت و خداوند هم برای اینکه صورتی جدید ار قدرت خود را به رخ بکشد دست به خلقت انسان زد و از قضا انسان هم تو زرد از آب در آمد و خدا هم چون دید کار به جاهای باریک کشیده شده مجبور شد تا بیشتر از این رشته کار از دستش در نرفته کاری کند و این بود که انسان را از بهشت راند تا دیگر از این غلتها نکند!!!!!!!  

 

اما کتاب مقدس علاوه بر این که خدا را  موجودی ضعیف و فاقد اقتدار معرفی می کند تعاریف متناقضی هم از او ارائه می دهد مثلا اگر بخواهیم به در پی پاسخ این سوال که آیا خداوند قابل رویت است یا نه؟ به پاسخ های متنوع! و در عین حال متناقض برمی خوریم:

*خداوند دیده نمی شود

1ـ یوحنا 1 : 18

کسی که هرگز خدا را ندیده است؛ اما عیسی، فرزند یگانه­ی خدا، او را دیده است زیرا همواره همراه پدر خود می باشد.

2ـ رساله­ی اول یوحنا 4 : 12

ما هیچگاه خدا را ندیده ایم؛ اما اگر یکدیگر را محبت نماییم، خدا در وجهه ما مسکن می گزیند.

3ـ سفر خروج 33 : 20

خداوند فرموده: «من نخواهم گذاشت چهره­ی مرا ببینی، چون انسان نمی تواند مرا ببیند و زنده بماند.

*(خداوند دیده می شود)

1ـ سفر پیدایش 32 : 30

یعقوب گفت: «در اینجا من خدا را روبرو دیده ام و با این وجود هنوز زنده هستم»

2ـ سفر خروج 33 : 11

در داخل خیمه­ی عبادت، خداوند مانند کسی که با دوست خود گفتگو کند، با موسی روبرو گفتگو می کرد.

3ـ سفر خروج 24 : 9

موسی و هارون و ناراب و ابیهو با هفتاد نفر از بزرگان اسرائیل از کوه بالا رفتند. و خدای اسرائیل را دیدند.

کتاب مقدس به هر حال می خواهد خدا را مانند انسان معرفی کند و بگوید که خالق و مخلوق در هر وجهی من الوجوه مانند یکدیگر هستند.

 

*خلقت انسان شبیه خدا

(انسان شبیه خدا خلق شد)

1ـ پیدایش 1 : 26

سرانجام خدا فرمود: «انسان را شبیه خود بسازیم، تا بر حیوانات زمین و ماهیان دریا و پرندگان آسمان فرمانروایی کند.»

2ـ پیدایش 5 : 1

هنگامی که خدا خواست انسان را بیافریند، او را شبیه خود آفرید.

(کسی شبیه خدا نیست)

1ـ اشعیا 46: 10

خدا من هستم و نظیر من نیست.

عزیزان این مطلب ادامه دارد (نظر یادتون نره) 


 

نوشته شده توسط نیما در پنجم اسفند 1386 ساعت موضوع | لینک ثابت